عشق...

 

یادمان باشد ...

به اندازه ظرفیت آدمها باید در ظرفشان "عشق "ریخت!!!

/ 10 نظر / 11 بازدید
نیلوفر

سلام..خسته نباشيد واقعا دستتون درد نکنه...واقعا زحمت ميکشيد... [چشمک] ممنون بابت سايت خوبتون..به سايت منم بيايد[قلب]

ترانه

واقعا قشنگ بود[گل][گل] آپم

وثوقی(سرنا)

زیباترترین "معماری" من ، ساختن "ذهن و دل" خویشتن است . در گستره ی وسیع اندیشه ی خود ، سازه ای باید ساخت ، با ستونهایی برافراشته از افکارم … و مصالح ، همه از جنس امید ، و مراقب باشم ، نقش "افکار غلط" در ذهنم ، نقشه ی "تخریب بنیاد" من است ميتوان زيبا زيست نه چنان سخت که از عاطفه دلگير شويم نه چنان بي مفهوم که بمانيم ميان بد و خوب لحظه ها ميگذرند گرم باشيم پر از فکر و اميد عشق باشيم و سراسر خورشيد زندگي همهمه مبهمي از رد شدن خاطره هاست هر کجا خنديديم هر کجا خندانديم زندگاني آنجاست بي خيال همه تلخي ها...

ترانه

رووووووووووووزت مباااااااارک[گل]

وثوقی(سرنا)

احساس... گاهی بایداحساس نکنی ، تا احساست کنند! گاهی باید کسی باشی که نیستی، تا کسی که بودی باشی! گاهی بایدچشم ها را بست، تا تو را ببینند! گاهی باید خوابید، تا شاید بیدارت کنند! گاهی باید رفت، تا بودنت احساس شود....

وثوقی(سرنا)

نداشته هایت را بی خیال … غصه هایت را بی خیال… هر چه که تورا نا آرام میکند، بی خیال… همین که امروز نفس کشیده ای ؛ خوش به حالت!

وثوقی(سرنا)

از شخصی پرسیدند روزگارت چگونه است؟ اندوهگین نگاهی کرد و پاسخ داد : چه بگویم امروز از زور گرسنگی مجبور شدم کوزه سفالی که یادگار سیصد ساله ی اجدادم بود بفروشم و نانی تهیه کنم. حکیمی زمزمه کرد: خدا روزی ات را سیصد سال پیش کنار گذاشته و اینگونه ناسپاسى